النای خوشگل من و بابا سعید
همه چیز درباره ی النای ما
لینک دوستان



[موضوع : ]
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 1:38 ] [ مونا اسکویی ]

سلام به همه ي دوستاي عزيز و گلمون

خيلي وقت بود سر نزده بوديم اما واقعا دليل داشت!

يه عده خيلي پيغامهاي بد ميفرستادن و آزار دهنده بود! پس ما تصميم گرفتيم يمدت دور باشيم!

اما بينهايت دلتنگتونيم!

كلي تعريفي براتون داريم.

خيلي ممنونيم از دوستاي عزيزمون كه تو اين مدت ما رو فراموش نكردن.

 

كلي هم سوال داريم كه تك تكشون رو جواب ميديم.

دوستتون داريم❤️



[موضوع : ]
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 1:35 ] [ مونا اسکویی ]

مامان قربونت بشه

هر بار که لباسات رو میشورم و برات پهن میکنم تو میای و یکی یکی از روی بند میکشی و میمالی زمین!!

همش هم با هم دعوامون میشهچشمک

اینم یه عکس از این کارای شیطونیت!!

 

 



[موضوع : ]
[ دوشنبه 23 ارديبهشت 1392 ] [ 12:37 ] [ مونا اسکویی ]

سلام عشق مامان

بهار شده و هوا عالییییییییی برای همین من و خاله مهدیه و خاله شقایق برنامه ریزی کردیم و شما رو هفته ایی یکبار به یه گردش حسابی میبریم. بقیه ی هفته هم سه روز کلاس رقص و یک روز کلاس موسیقی میبریمتون.

اینهفته همه با هم رفتیم بازار و بعدش هم نمایشگاه دائمی گل و گیاه تو خیابون آتشگاه که خیلیییی دوست داشتین و کلی لذت بردین.

بعدش با هم ناهار رفتیم بیرون . بعد از ناهار چون بچه های خوبی بودین و ناهارتون رو کامل خوردین بردیمتون پارک.

بعد از پارک یه بستنی و بعد به سمت خونه هامون رفتیم. اول خاله مهدیه و ویانا رو رسوندیم بعدش با خاله شقایق جایی کار داشتیم و بعدش اونا رو هم رسوندیم. تو توی ماشین خوابت برد برای همین من از فرصت استفاده کردم و ماشین رو بردم کارواش!! بعد از اون بمبی که تو ماشین ترکونده بودین لازم داشت!!

 

بعدش برگشتیم سمت خونه خسته از یه روز خوب و زیباااااااااااااا

 

عکسا رو توی ادامه ی مطلب میزارم


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 ] [ 11:53 ] [ مونا اسکویی ]

سلام دختر گلم

بازم به کمک خدای بزرگ و مهربون شروع کردم به نگارش خاطرات قشنگمون.

امروز عکس جدید برای کاربریت گذاشتم و قالب وبلاگت رو تغییر دادم.

 

دیشب رفتیم خونه ی خاله شقایق و سوژین که خیلیییییییی بهمون خوش گذشت.

ویانا و خاله مهدیه هم اومده بودن. شما کللللل زندگی خاله شقایق رو بهم ریختین.تو اتاق شقایق نمیشد راه بری!!

یکم ازتون غافل شدیم دیدیم سوژین خانم کل اتاق خواب مامان و باباش و روتختی و زمین رو با لاک کرده یکی!!

وای افتضاح شده بود.

اینم شما سه تا در حال رقصیدن

 

 

مدتیه که با هم کلاس موسیقی میریم و یکهفته است کلاس رقص میریم. میدونیم شما عروسکا الان آموزش پذیر نیستین فقط میخوایم سرتون گرم بشه. البته کلاس موسیقی رو خیلی با علاقه دنبال میکنی و نت ها رو یاد میگیری.

بعد از کلاس موسیقی میبریمتون کافی شاپ یا پارک. بقول شماها شافی کاپ. یا بقول تو مغازه ی فروشی!!

 

 

این عکس رو تو زمستون ازتون انداختم. اینجا هم حیاط کلاس موسیقی شماست. از راست به چپ :

گلبرگ - النا جونم - ویانا - سوژین - ملودی

همتون خیلی عزیزین

میبوسمت گل مامان



[موضوع : ]
[ شنبه 14 ارديبهشت 1392 ] [ 15:44 ] [ مونا اسکویی ]

خیلی وقته از همه بیخبرم. 

ما همتونو دوست داریم. روی ماه تک تک دوستای گلمون رو میبوسیم.

ما عید 92 رو با سفر شروع کردیم و لحظه ی سال تحویل توی هتل سر میز ناهار بودیم.

جای همه ی دوستان خالی با هم رفته بودیم دبی. این اولین مسافرت من و النا و بابا سعید با مامانن نسرین و بابایی حسین و دایی محمد بود. خیلی بهمون خوش گذشت هوا عالی بود.

عکسا رو تو ادامه مطلب میزارم.

از دبی که برگشتیم رفتیم عید دیدنی خونه ی اقوام . سیزده بدر هم خونه ی عمو محسن و خاله لیلا بودیم و کل فامیل اونجا جمع بودن . خیلییی بهمون خوش گذشت.

بعدش برگشتیم اصفهان و یکم به اوضاع رسیدگی کردیم اما زود باید برمیگشتیم چون باید میرفتیم نمایشگاه ترکیه که تو استانبول بود. 

جای همه ی دوستان خالی . توی استانبول خیلیی هوا سرد بود. جاهای دیدنی رو هم رفتیم .

تا حالا زیاد رفته بودیم اما جاهای دیدنی رو نرفته بودیم.

راستییی

النا خانوم ما یه ترمه کلاس موسیقی میره . البته با دوستای مهربونش تو اصفهان.

خیلی پیشرفتش خوب بوده و خیلی علاقه نشون میده. از هفته ی پیش کلاس رقص هم ثبت نام کردیم که اگر علاقه نشون دادن ادامه بدیم. 

حسابی مشغول بودیم تو این 40 روزه . اما متاسفانه هنوز خونه مون به اوضاع قبل برنگشته!!!

عکسای النا جون رو تو ادامه ی مطلب ببینین


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ پنجشنبه 12 ارديبهشت 1392 ] [ 20:27 ] [ مونا اسکویی ]

سلام به همه ی دوستای گلم

 

ممنون از لطف تک تکتون که حالمون رو میپرسید

ما هم تو این مدت حسابی مشغول بودیم. همش مسافرت بودیم جای همگی خالی. 

متاسفانه وقت آپ کردن نداشتم

اما قول میدم بزودی با یه عالمه پست های جدید بیامممممممم

بوسسسسس



[موضوع : ]
[ يکشنبه 18 فروردين 1392 ] [ 15:10 ] [ مونا اسکویی ]

 

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ شنبه 4 آذر 1391 ] [ 0:32 ] [ مونا اسکویی ]

دیشب خاله مهدیه .ویانا . عمو مهران . خاله شقایق . سوژین . عمو ایمان اومدن خونمون

بار اول بود میومدن خونمون. ما خونشون زیاد رفته بودیم. جای همه ی دوستان خالی.

النا جونم با دوستاش هم بازی کردن هم جیغ زدن و خوشحالی کردن هم دعوا و گریه

اما خیلی بهشون خوش گذشت.

من هم براشون تو اتاق سفره پهن کردم و زودتر از ما شام خوردن

چند تا عکس از اشکها و لبخند ها انداختیم.

و اتاق بمب خورده!!!


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 22:05 ] [ مونا اسکویی ]

چند روز پیش بچه ها رو با هم بردیم باغ پرندگان

یکم هوا سرد شده اما بازم خیلی خوب بود

رفتیم دنبال سوژین و خاله شقایق بعدشم دنبال ویانا و خاله مهدیه. خواستیم با یه ماشین باشیم تا بهمون بیشتر خوش بگذره.

بار اول بود میرفتیم باغ پرندگان. خیلی خوشگل بود. کلی هم خوردنی براشون برده بودیم.

کلی بازی کردن و دنبال جوجوها کردن. کلی بهشون خوش گذشت.

النا و سوژین هم افتادن تو آب و کفش و شلوارشون خیس شد. النا تا چند روز برای همه تعریف میکرد.بعد از اونجا هم با هم رفتیم خونه ی خاله مهدیه. عمو مهران برامون غذا آماده کرده بود. بچه ها هم شروع کردن به بازی. رفته بودن تو حموم خیلی باحال بودن. ویانا سوژین رو میشست . مردیم از خنده.

من و النا زود برگشتیم خونه چون کارگر داشتیم و میخواست خونه رو تمیز کنه . چون فردا شبش خاله مهدیه اینا و خاله شقایق اینا میخواستن بیان خونمون.

چند تا عکس تو ادامه ی مطلب میزارم

 


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 21:53 ] [ مونا اسکویی ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 24 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

خدای بزرگ و مهربون 28/08/1388 فرشته ی مهربونش رو به ما هدیه کرد. این فرشته ی خدا فقط 950 گرم بود.اما خدای بزرگ و بخشنده بهش کمک کرد تا مقاوم ترین فرشته اش باشه. ما همیشه خدا رو شاکریم.
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 74
بازدید دیروز : 135
بازدید هفته گذشته : 890
کل بازدید : 316390
امکانات وب