بازم حموم
مامان قربونت بشه با بابا سعید تصمیم گرفتیم زود به زود حموم ببریمت تا عادت کنی! امروز هم بردیمت حموم و یکم بهتر بودی.اما آخرش بازم کلی گریه کردی! از حموم که اومدی بیرون رفتی سروقت کمدت! کلاه قدیمی ات رو سرت کردی. کلی بازی کردی و از بس خسته بودی یهو خوابت برد. مامان قربون اون خوابیدنت بشه فرشته کوچولوی مامان ...
نویسنده :
مونا اسکویی
18:10



