بابا سعید به سلامتی اومد
خدا رو شکر عزیز دل مامان که با دعاهای تو مهربونم بابا سعید به سلامتی رسید خونه. قربون اون دستای کوچولوت بشم که میبردی بالا و دعا میکردی و بعدش مثل من میزدی به صورتت و مثلا" میگفتی آمین. همیشه بهت میگم که خدا دعای فرشته هاشو زود زود جواب میده. قرار بود بابا سعید 10 شب پنج شنبه 2 تیرماه برسه تهران.ما هم ظهر از خونه ی مانی اینا اومدیم خونه ی خودمون.مانی هم اومد کمکمون چون خیلی اسباب داشتیم! رسیدیم خونه و تو خوابیدی.چند روزه که تو خوب غذا نمیخوری و همش هم مال دندونات.قبل از خواب شیر خوردی و از خواب که بیدار شدی بهت طالبی دادم خوردی اما پوره ی سیب زمینی که خیلی دوست داری نتونستی بخوری! ساعت 7 شب بود که یهو طوفان شد و یه بارون حسابی اومد.ب...
نویسنده :
مونا اسکویی
16:37












