النا النا ، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره

النای خوشگل من و بابا سعید

عرشیا .آدرین . النا

مامان قربونت بشه که هر چی تنت میکنم بهت میاد اینم همون لباسیه که گفتم بابایی ایندفعه برات آورده.دیروز ناهار رفتیم خونه ی مانی اینا.ناهار آبگوشت داشتن زنگ زدن ما هم رفتیم.برای تو هم کلی غذا با خودم بردم.مثل همیشه صندلی غذات رو هم با خودمون بردیم. ناهار رو که خوردیم بعدش زنگ زدیم خونه ی خاله نسرین اینا که گفت ناهار همه اونجا بودن.ما هم گفتیم عصری میایم پیشتون. لباس جدیدات رو تنت کردم.   بعدش رفتیم اونجا.سر راه برای پریسا سر راهی میوه ی خشک خریدم.مانی هم براش بادوم خرید. خاله مهتاب و آدرین هم هفته ی پیش اومدن ایران. ما هم برای عرشیا ٢ تا کتاب خریده بودیم. برای آدرین هم اجی مجی خریدیم. اولش هم تو غریبی کردی هم آدرین.اصل...
17 خرداد 1390

مامان قربون این خوابیدنت بشم

خیلی خوشگل می خوابی عشق مامان.فقط نمیدونم چرا وقتی بیداری لبات رو همش جمع میکنی!؟ این همه لب داری ولی فقط وقتی میخوابی میشه دید!     عاشقتم وقتی اینجوری ذوق میکنی عزیز دلم. یه وقتایی حالت خیلی خوبه و از ته دلت میخندی.ایشالله همیشه شاد باشی گل مامان. وقتی حال نداری هم مال دندوناته!         ...
16 خرداد 1390

لباس خوشگل

خاله نیلو وقتی عید امسال رفته بودن تایلند برات یه دست لباس آورده بود که عین همون پسرونه اش رو برای آرتین آورده بود.امشب لباست رو داد و منم تنت کردم. لباس آرتین هم تنش کردیم تا ازتون عکس بندازیم.اما مگه شما دو تا وروجک یه ثانیه آروم وایستادین!!! همه ی عکس هاتون تار شد!! یه عکس که از همه بهتر افتاده رو میزارم اینجا     راستی امشب برای اولین بار دستپخت خاله نیلو رو خوردی! آخه خاله برای آرتین استانبولی پخته بود برای تو هم کشید.تو بیشترش رو خوردی اما آرتین اصلا" نخورد!!! بعدش که رفتیم رستوران اروند کنار اونجا یکم غذا خورد!!   ...
13 خرداد 1390

النا خانم بالاخره سوار سرسره شد

امشب رفته بودیم خونه ی خاله نیلوفر و عمو حبیب و آرتین خاله تو خیلی آرتین رو اذیت کردی! با اینکه آرتین ٤ ماه از تو بزرگتره اما تو خیلی شاخ بازی درآوردی!!! بعدش با هم رفتیم شام بیرون و بعدش هم بردیمتون پارک. تو خیلی تو پارک شیطونی کردی و برای بار اول سوار سرسره شدی. اینم عکست   بعدشم خوردی زمین و کلی گریه کردی.منم دست و صورتت رو شستم و برگشتیم خونه ی خاله نیلو اینا یه چایی اساسی زدیم به بدن! تو و آرتین کلی رقصیدین و بازی کردین.اصلا" نفهمیدیم زمان چه زود گذشت و ساعت ٢ برگشتیم خونه.  ...
13 خرداد 1390

کف پات دنبال چی میگردی

مامان قربونت بشه یوگا کار مامان! این عکس رو ازت انداختم تا بزرگ و خانم شدی ببینی چه بدن نرمی داشتی ! مثل ژیمناستیک کارا و یوگا کارا! دوستت دارم و میبوسمت   ...
11 خرداد 1390