النا النا ، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 6 روز سن داره

النای خوشگل من و بابا سعید

النا جونم توی استخر بدون آب

مامان فدای اون ژست گرفتن هات بشه. از اونجایی که هنوز از آب زیاد خوشت نمیاد ترجیح میدی توی استخر خالی بشینی!! ٢ روزه که استخرت رو درآوردی و از ما میخواستی که برات بادش کنیم.ما هم تلمبه نداشتیم و خیلی سخت بادش کردیم.اما بالاخره تموم شد. مامان قربونت بشه که هر کی ندونه فکر میکنه داری کنار ساحل آفتاب میگیری!!! مایو صورتی ات پارسال اندازه ات بود.الانم اندازته اما مایو نارنجی ات رو هم تنت کردی.کلی ژست های خوشگل گرفتی تا من و بابا سعید ازت عکس بندازیم. اینم عکس های خوشگلت عزیز دل مامان           و اما خوابیدن عشق مامان چند ماهی هست که دوباره ساعت خوابت عوض شده عسلم. خیلی خیلی دیر میخو...
3 شهريور 1390

چهار چرخه ی جدید النا جونم

مامان فدای اون قیافه ات بشه. دو شب پیش بابا سعید واکرت رو تبدیل به چهار چرخ کرد.با اون واکرت راه افتادی و الان با این چهارچرخت بازی میکنی. اینم النا جونم روی چهارچرخش   ...
1 شهريور 1390

خدا رو شکر النا جونم خوب شد

ممنونم از همه ی دوستای خوبم که همش حال النا رو میپرسیدن. النا جونم خوب شده اما هنوزم خوب غذا نمیخوره! ایشالله همیشه همه ی نی نی ها و خانواده های گلشون خوب و خوش و سلامت باشن. این چند شب همتون رو دعا کردم.ایشالله به هر چی میخواین برسین. حالا نوبت النا جونمه. النای خوشگل مامان .واقعا" خانم شدی و کارات تغییر کرده.حتی مدل بازی کردنت هم عوض شده عزیز دل مامان. راستی دیروز نی نی خاله نسرین یعنی خواهر کوچولوی عرشیا جون بدنیا اومد.یکم عجله داشت دخترمون.قرار بود اواسط شهریور دنیا بیاد. دیروز ما شله زرد نذری داشتیم.از صبح بابا سعید کارها رو انجام داد.من و تو تا ظهر خواب بودیم! آخه من ساعت 5 صبح خوابیده بودم و تو ساعت 3:30 صبح. ساعت 3 بع...
1 شهريور 1390

بازم دکتر

مامان قربونت بشه که هنوز خوب غذا نمیخوری و از دیشب بازم بیرون روی داشتی اساسی!! امروز بعد از ظهر زنگ زدم به خانم دکتر و بهش گفتم که دوباره بیرون روی داری و همش غر میزنی و غذا نمیخوری. گفت که بیارش ببینمش. حاضر شدیم و رفتیم پیش خانم دکتر.تو به مامان قول دادی که دختر خوبی باشی و واقعا" هم به قولت عمل کردی.رفتیم و برگشتیم خیلی توی ماشین خانم بودی و توی صندلیت نشسته بودی و بیسکویت میخوردی.نی نی هم بغل کرده بودی و با آهنگ ها میخوندی! خیلی شلوغ بود و مجبور شدیم بشینیم.یه مامان و بابا با نی نی هاشون اومده بودن.نی نی ها دوقلو بودن.یه دختر یه پسر که 7 روز بود دنیا اومده بودن. دختره 1400 بود و پسر 1800 یاد اون روزی افتادم که آوردیمت خونه!&...
26 مرداد 1390

النا خدا رو شکر بهتره

ممنونم از همه ی دوستان گلم که حال النا رو پرسیده بودید. النا خدا رو شکر بهتره اما هنوز خوب غذا نمیخوره! و من هنوزم از این بابت ناراحتم! اما کارای قشنگی که النا تازه یاد گرفته و برای ما هم جالبه مامان قربونت بشه که هر آهنگی میشنوی شروع میکنی باهاش خوندن! هنوزم خودت نمیتونی صحبت کنی اما خیلی قشنگ میخونی! یه کار جدید دیگه هم انجام میدی و اون اینه که شعر ها رو با ادا میخونی. یه روز آقا خرگوشه رو میخونی و ادا در میاری! یه توپ دارم قلقلیه رو میخونی و دستات رو روی هوا میچرخونی.آبی رو هم قشنگ میگی! از 1 تا 10 رو خیلی خوشگل میگی.پشت سر هم میگی. بازی که میکنی همش میگی سه دو سه دو یه سه دو پشت سر هم میگی عزیز دلم امشب هم بردمت حموم ...
26 مرداد 1390