قربونت برم که اینقدر خانمی
مامان فدات بشه که بعضی وقتا شعورو شخصیتت بالا میزنه
.gif)
من و بابا سعید خونه جمع کردیم چون مامانی و بابایی میخواستن بیان عید دیدنی.تو هم تو صندلیت نشسته بودی و ما رو نگاه میکردی که اومدیم دیدیم خوابت برده عزیز مامان.

بعدش بردمت سر جات .بابایی اینا اومدن تازه داشتم لباسات رو عوض میکردم.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قربونت برم که اینقدر خانمی
